Instagram
به یاد مرتضای عزیز و سرگذشت عجیب او

مرتضی غلامی از همکاران خوب و دوست‌داشتنی دانشکده مجازی علوم حدیث، پس از سال‌ها رنج و مصیبت به آرامش رسید و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. از خداوند مهربان برای او درجاتی عالی‌تر و برای همسر صبور و فرزند کوچکش صبر و اجری بی‌پایان درخواست می‌کنم.
سرگذشت شگفت‌انگیز و دلخراش او در ایام همکاری با دانشکده، درس‌های فراوانی از بی‌اعتباری دنیا و حکمت آزمون‌های دشوار الهی برای بندگان خاصش به‌همراه داشت.

در دوران مسئولیتم در دانشکده مجازی همواره برای ازدواج همکاران مجرد دغدغه داشتم و وقتی خطبه عقد هر یک از آنها را جاری می‌کردم یا خبر متأهل شدن آنها را می‌شنیدم، از صمیم قلب شاد می‌شدم. اما هرگز فراموش نمی‌کنم تلخی و تأثری را که تنها یک روز پس از جشن عقد مرتضی با شنیدن خبر مرگ همسر جوانش در اعماق وجودم احساس کردم. خانواده عروس و داماد تصمیم گرفته بودند پس از مراسم جشن از مسیر شمال به مشهد مشرف شوند و نوعروس در برابر چشمان مرتضی در دریا غرق شده بود.

این حادثه وحشتناک آنچنان او را بی‌تاب کرده بود که وقتی برای عرض تسلیت به خانه آنها رفتم، پدرش از من خواست با او صحبت کنم تا بلکه کمی از گریه و شکوه‌های خود دست بردارد. در آن لحظات که پدر از ضرورت و پاداش صبر در مصائب سخن می‌گفت، هیچ‌یک از ما گمان نمی‌کردیم چند ماه بعد، مصیبتی سنگین‌تر کمر مرتضی و دل‌های ما را بشکند و او یک‌باره، پدر، مادر، برادر و برادرزاده خود را در حادثه‌ دلخراش رانندگی از دست بدهد.

اما اینها پایان درد و رنج مرتضی نبود. چیزی نگذشت که خبری دیگر، دوستان و همکاران او را در حیرتی عمیق‌تر فرو برد. این بار خود مرتضی غلامی به‌دلیل سرطان خون در بیمارستان بستری شده بود. بیماری سخت و دردناکی که چند سال این جوان مؤمن و استوار را گرفتار شیمی‌درمانی و انواع مشکلات کرد و به‌تدریج همه چیز، حتی بینایی را نیز از او گرفت و نهایتاً او را به آرامشی ابدی رساند.

غلامی عزیز رفت و پیکر نحیفش در کنار تربت پدر و مادر، آرمید؛ اما هرگز چهره معصوم و مصممش که از پنجره استودیوی ضبط دروس الکترونیکی به ما لبخند می‌زد، از یاد نخواهد رفت. روحش شاد و به فاتحه‌ای از سوی شما خوانندگان گرامی میهمان باد.

مسیر فناوری اطلاعات کلیه حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.

پشتیبانی