Instagram
تاملی در حضور و غیاب دانشجویان

موضوع حضور و غیاب دانشجویان در کلاس‌های درسی دانشگاه‌ها و اجباری یا اختیاری بودن آن از مسائلی است که اختلاف نظر فراوانی را برانگیخته و برخورد اساتید با آن بسیار متفاوت است. برخی مراکز و اساتید، نسبت به حضور و غیاب دانشجویان سخت‌گیری‌ می‌کنند و این شیوه را لازمۀ افزایش کیفیت آموزشی می‌دانند؛ گروهی دیگر، در کنار ضوابط آموزشی، به حضور و غیاب به عنوان ابزاری تربیتی برای رشد توانمندی‌های فردی و اجتماعی دانشجویان می‌نگرند؛ برخی نیز با حضور اجباری دانشجو مخالف‌اند و در بیان معایب حضور و غیاب، نکات دقیقی را ذکر کرده‌اند.


ظاهرا فایده و تاثیر مثبت حضور دانشجویان در اکثر کلاس‌های درس قابل انکار نیست. برخی تحقیقات علمی نیز نشان از همبستگی معناداری میان میزان حضور دانشجویان در کلاس و میزان موفقیت‌‌های علمی آنان دارد. شاید بر همین اساس است که برخی از دانشگاه‌‌های بزرگ دنیا به فکر استفاده از ابزارهای جدیدتر و قوی‌تری برای کنترل حضور و غیاب دانشجویان افتاده‌اند. بدیهی است ضرورت این کنترل، در جوامعی که فرهنگ مدرک‌گرایی در آن غلبه پیدا کرده باشد، بیشتر خواهد بود.
مخالفان حضور و غیاب نیز هرگز به‌دنبال کاهش حضور دانشجویان در کلاس نیستند و معتقدند حضور منظم و مشتاقانۀ دانشجو را باید از راه‌های دیگری چون غنا بخشیدن به محتوای کلاس‌ها، سخت‌گیری در ارزشیابی، ایجاد جاذبه و رابطۀ صمیمانه تامین کرد. آنها می‌گویند حضور اجباری دانشجو، نه‌تنها برای او بازده و فایده‌ای در بر ندارد، بلکه سطح کلاس و میزان استفادۀ‌ سایر دانشجویان را نیز پایین می‌آورد.
اگر چه شرایط و اقتضائات فضای مجازی با کلاس‌های حضوری متفاوت است و حضور و غیاب در این فضا مفهومی دیگر پیدا می‌کند اما به هر حال ابزارهای مدیریت آموزش الکترونیکی امکان کنترل عواملی چون مشاهدۀ بسته‌های آموزشی، شرکت در کلاس‌های آن‌لاین و دیگر فعالیت‌های یادگیری را فراهم ساخته و به نوعی شرایط حضور و غیاب را بازسازی کرده است. بنابراین همان بحث‌ها و اختلاف نظرها در خصوص ضرورت یا معایب حضور و غیاب در اینجا نیز مطرح می‌شود. در این شیوۀ آموزشی از یک سو با چنین پرسش‌هایی مواجهیم:

آیا الزامی نبودن مشاهدۀ بسته‌های آموزشی و شرکت در فعالیت‌ها، یادگیری الکترونیکی را به نوعی یادگیری مکاتبه‌ای تبدیل نخواهد کرد؟
آیا اختیاری شدن حضور و غیاب در فضای مجازی، کیفیت علمی و آموزشی این دوره‌ها را کاهش نخواهد داد؟
آیا این که دانشجویان دوره‌‌های الکترونیکی در فضای دانشگاه نیستند و دغدغه‌های غیر درسی بیشتری دارند، ضرورت حضور و غیاب و برنامه‌های الزامی را نسبت به دوره‌‌های حضوری دوچندان نمی‌کند؟
آیا وقتی در شرایط الزامی بودن مشاهدۀ دروس و فعالیت‌ها، میزان مشارکت دانشجویان رضایت‌بخش نیست، می‌توان این الزام را برداشت و نگران به‌حداقل رسیدن این مشارکت نبود؟
آیا بالا بودن تعداد دانشجویان در دوره‌‌های الکترونیکی و دشوار شدن نظارت‌های کیفی و محتوایی، راه دیگری جز کنترل ماشینی حضور و غیاب آنان باقی می‌گذارد؟

و از سویی دیگر، باید برای پرسش‌هایی از این دست، پاسخ مناسب پیدا کنیم:

در جایی که محتوای بستۀ آموزشی تفاوت چندانی با متن جزوه یا کتاب درسی ندارد و با مطالعۀ آن می‌توان از پس امتحان برآمد،‌ شنیدن صدای استاد و مشاهدۀ نمودارها و مانند آن، چه فایده و خاصیت ویژه‌‌ای در بر دارد؟
با توجه به آسان‌تر بودن تقلب در حضور و غیاب مجازی و امکان استفادۀ افراد از شناسۀ کاربری یکدیگر، چرا باید دانشجویان را به بی‌صداقتی تشویق و آنان را به فریب‌کاری وادار ساخت و هزینه‌های سنگینی را نیز بابت پشتیبانی از فعالیت‌های غیر واقعی کاربران، بر بخش فنی سیستم تحمیل کرد؟
در شرایطی که زیرساخت‌های مخابراتی کشور بسیار ضعیف و محدود است و بسیاری از دانشجویان برای مشارکت در برنامه‌های آموزشی با مشکل مواجه‌اند چگونه می‌توان آنها را به حضور در برنامه‌های آموزشی آن‌لاین ملزم کرد؟
آیا نمی‌توان با ابزارهای فنی و نرم‌افزارهایی هوشمند، میزان نیاز هر دانشجو به حضور و مشارکت در برنامه‌های آموزشی را تشخیص داد و نسخه‌ای یکسان برای همۀ دانشجویان نپیچید؟
اگر هدف از حضور و غیاب و مشارکت دانشجویان در برنامه‌های آموزشی، یادگیری است، آیا بهتر نیست به‌جای کنترل وسیله، راهی برای سنجش میزان تحقق هدف، طراحی و اجرا کرد؟

مواجهه با این دو دسته پرسش، در کنار فضای فرهنگی کشوری چون ایران، تصمیم‌گیری در این زمینه را دشوار ساخته است. بدون شک تا زمانی که پاسخ این‌گونه پرسش‌ها از طریق پژوهش‌هایی علمی به‌دست نیاید و همیاری پداگوژی و تکنولوژی، راه‌ حل‌های مطمئنی را پیش پای مراکز آموزش الکترونیکی نگذارد، اتخاذ تصمیمی جامع و قاطع در این زمینه ممکن نیست. اما به هر حال می‌توان با استفاده از هم‌فکری متخصصان و تجربۀ اساتید و دانشجویان دوره‌های مجازی، شرایط را بهبود بخشید و تصمیم‌های محدود و مقطعی را با دقت و واقع‌بینی بیشتر همراه ساخت.
امیدوارم ایده‌ها و تبادل نظر شما بزرگواران ذیل این یادداشت، سبب تکمیل این بحث و افزایش اطلاعات و آگاهی ما در این زمینه شود و افق‌های تازه‌ای را در مباحث علمی و شیوه‌های اجرایی یادگیری الکترونیکی بگشاید.


مسیر فناوری اطلاعات کلیه حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.

پشتیبانی